دار التقریب مصر

نفیسه دهبان


چکیده

مقدمه

موسس دار التقریب

پشتوانه هاى جماعة التقريب

علل تأسیس دارالتقریب در مصر

مراحل تأسیس دار التقریب مصر و مخالفان ایشان

عوامل موفقیت دارالتقریب

فعالیتهای دارالتقریب

1. فعالیتهای فرهنگی

1-1. انتشار مجله رسالة الاسلام

2-1. معرفی تشیع و اعتقاداتش به سایر مذاهب اسلامی

3-1. برگزاری مراسم عاشورا در محرم

2. فعالیتهای سیاسی

1-2. اعتراض شیخ شلتوت به شایعه به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از طرف شاه ایران

2-2. شرکت و همکاری  با کنگره های اسلامی

ثمرات و برکات دار التقریب

1. پیوند عالمان دینی

2. تدریس فقه مقارن

3. برگزاری نشستها و همایشهای انجمنهای اسلامی در سراسر جهان

4. تشکیل مجمع تقریب مذاهب

نتیجه‌گیری

منابع

 

چکیده

دار التقریب مؤسسه­ای بود که به منظور ایجاد اتحاد میان شیعه و اهل سنت به وسیله‌ی محمدتقی قمی و حامیان فکری وی در سال 1298 ق بنا نهاده شد. هدف از نگارش این نوشتار آشنایی با این مؤسسه، فعالیت­ها و برکات آن است. بر اساس مهم­ترین یافته­های این تحقیق، این مؤسسه در حوزه‌ی مسائل فرهنگی دست­آورد­های چشمگیری داشته است، به گونه­ای که عالمان این دو مذهب بزرگ جهان اسلام به مباحث علمی و فقهی با یکدیگر روی آوردند.

مقدمه

اختلاف درون هر دین و مذهبی مهم­ترین عامل برای نابودی آن است، از این روست که به حکم عقل و نقل پیروان یک  دین لازم است اختلافات ناچیز را کنار گذاشته و بر پایه‌ی مشترکات خود به زندگی کنار یکدیگر ادامه دهند.

عالمان فرهیخته و دلسوز مسلمان با دریافتی عمیق از ضرورت وجود وحدت میان مسلمانان در پی ایجاد مراکزی جهت تقریب میان مذاهب بوده­ و هستند؛ اگر چه همواره مخالفانی نیز وجود داشته­اند.

در این میان مؤسسه‌ی دار التقریب مصر یکی از تأثیرگذارترین مراکزی است که در این عرصه گام نهاده و دست­آوردهای فراوانی برای جهان اسلام داشته است.

آنچه در این تحقیق می­آید معرفی این مؤسسه است.

موسس دار التقریب

بنیانگذار دار التقریب حجت الاسلام محمدتقی قمی است. وی در سال 1298هـ ش /1910در یک خانواده مذهبی در شهرستان قم دیده به جهان گشود، خانواده­ای که افرادش مورد وثوق مردم و مصلحان و برطرف کنندگان اختلافات و مشکلات ایشان بودند.

او از کودکی دارای نبوغ و استعداد سرشاری بود و توانست در نوجوانی علوم دینی را به اتمام رسانده و به درجه استادی نائل آید. یکی از خصوصیات برجسته وی تسلط به زبان عربی، انگلیسی و فرانسوی بود که احاطه اش بر منابع وسیع علمی را گسترش داده بود.

ایشان مشکلات جهان اسلام را می دید و همیشه در این فکر بود که روزی حرکتی برای اصلاح جوامع اسلامی از شر استعمارگران انجام دهد. به باور وی، یکی از مهمترین راههای اصلاح و قطع کردن دست استعمارگران و خنثی شدن توطئه های آنها، اتحاد جوامع مختلف اسلامی اعم از شیعه و سنی بود، از این رو، از همان روزگار جوانی در جستجوی راهکاری عملی برای ایجاد پیوند میان فرقه­های اسلامی که در آن روزگار امری ناممکن تلقی می­شد، بود.

ایشان برای عملی ساختن اندیشه خود در حالی که 27سال سن داشت مصر را که یکی از بزرگترین پایگاه­های دینی اهل سنت است به عنوان مبدأ حرکت برگزید و فعالیت­های خود را آغاز کرد.

محمدتقی قمی در آغاز حرکت خود به دو امر مهم توجه نمود اول عدم توجه به چالش­ها و مشکلات سیاسی بین دولت­های مصر و ایران و دوم متقاعد ساختن بزرگان و مفتی های اهل سنت برای پیگیری اندیشه ی تقریب.

وی با فکر و اندیشه ای ژرف و اشراف بر متون اسلامی و منطق و استدلالات علمی و درایت و تیزبینی و غنیمت شمردن جنگ جهانی دوم در این عرصه مهم  قدم  نهاد و علمای مصر با پی بردن به افکار و نیت خالص وی به پشتیبانی از وی مبادرت ورزیدند.

او درسال 1947م /1325هـ ش به کمک جمعی از بزرگان الازهر و علمای شیعه به خصوص راهنمایی های آیت الله بروجردی دارالتقریب مصر را بنا نهاد و در عرض 25سال فعالیت خالصانه موفق به ایجاد تحول فکری بزرگی در جهان اسلام شد که تا آن روز هیچ مصلحی نتوانسته بود انجام دهد.

محمد تقی قمی در ادامه فعالیت های تقریبی خود در سال 1982به فرانسه عزیمت کرد. ایشان احساس می کرد در فرانسه زمینه تبلیغ و نشر اسلام آماده است؛ از این رو تا پایان عمر در آن جا اقامت گزید و فعالیت های تقریب را دنبال کرد.

ایشان پس از یک عمر مبارزه با تعصب و جهل در شهریور سال 1369هـ ش 1990م در شهر پاریس در سن 80 سالگی بر اثر سانحه تصادف بدرود حیات گفتند.

پیکر مطهر ایشان در شانزدهم شهریور ماه از پاریس به تهران انتقال یافت ودر مقبره خانوادگی علامه در امامزاده عبدالله شهر ری تشیییع و تدقین گردید.

بر پیکر ایشان سنگ مرمری نصب گردیده که هیچ نوشته و نشانه ای بر آن حک نشده است.

بسیاری از کشورها ازجمله لبنان به خاطر درگذشت علامه قمی یک روز عزای عمومی اعلام کردند.[1]

 پشتوانه هاى جماعة التقريب

گروهى از نخبگان و فرهيختگان فريقين تلاشهاى تقريبى و احياى همگرايى و وحدت انديشى تقريبيان را به لحاظ علمى و فكرى و احياناً مادى پشتيبانى مى كردند. اين بزرگ­مردان عبارتند از:
1.آية الله العظمى بروجردى (ره) مرجع نامدار و كم نظير شيعه از ايران، قم؛

2.آية الله العظمى محمدحسين آل كاشف الغطاء مرجع نامور شيعه از عراق، نجف اشرف؛

3.آية الله العظمى سيد عبدالحسين شرف الدين مرجع نامدار شيعى از لبنان؛

 4. شيخ مصطفى مراغى بزرگ، رئيس پیشین دانشگاه ازهر، مصر؛

 5.شيخ مصطفى عبد الرزاق، پیشین اسبق دانشگاه ازهر، مصر؛

6. شيخ عبدالمجيد سليم ،  رئیس پیشین دانشگاه ازهر، مصر؛

7. شيخ محمود شلتوت، رييس پیشین دانشگاه ازهر، مصر؛

8. محمد مدنى، رييس دانشكده حقوق اسلامى در دانشگاه ازهر، مصر؛

بجز اينان، بسيارى ديگر از عالمان بزرگ شيعه و رؤساى الازهر مصر و پيشوايان بزرگ اهل سنت از حاميان انديشه وحدت گرايى و پشتوانه هاى فكرى جماعت تقريب بودند، مانند شيخ حسن بنّا، مجاهد بزرگ اسلامى محى الدين قليبى تونسى، محمد جواد مغنيه، سيد صدرالدين صدر از قم، شيخ محمد سرور صبان از حجاز، شيخ اسماعيل نجفى از اصفهان، شيخ محمد صالح حائرى مازندرانى از سمنان، محمدتقى خوانسارى از قم. [2]

گفتنی است آیت الله بروجردی گرچه جزء موسسان آن مرکز نبود، ولی از اوائل کار به آن کمک فکری و مادی می رسانید و آیت الله واعظ زاده خراسانی می گوید: بارها مرحوم قمی را در منزل ایشان در قم می دیدم که برای ملاقات ایشان می آمد. ایشان پس از سالها، باب مکاتبت با شیخ الازهر را باز کرد و نامه های او و شیخ عبدالمجید سلیم شیخ ازهر وقت در رسالة الاسلام چاپ شده است.

آقای واعظ زاده خراسانی معتقد است احتمالا چون بعد از فوت ایت الله بروجردی دیگر کسی به دارالتقریب کمک مالی ننمود فعالیت­های دارالتقریب و مجله رسالة الاسلام تعطیل گردید."[3]

نقل شده است که آیت الله بروجردی علاقه زیادی به مسئله تقریب و مرکز آن داشت و در مباحث درسشان از دارالتقریب و از اعضاء و مؤسسان آن زیاد یاد می نمود.

به عنوان نمونه  آیت الله واعظ زاده خراسانی نقل می کند که روزی راجع به شیخ عبدالمجید سلیم فرمود: خدا او را رحمت کند هرگاه صحبت فاجعه کربلا می شد بسیار متأثر می گردید و می گفت این فاجعه لکه ننگی بر دامان اسلام است که به هیچ وسیله ای نمی توان آن را پاک کرد.[4]

ایشان برای اقوال علما اهمیت خاص قایل بودند، از این رو در مسائل مورد بحث اول اقوال علمای سنی را مطرح نموده آنگاه به اقوال و نظرات علمای شیعه توجه می نمودند.[5]

آیت الله بروجردی درباره ی وحدت اسلامی تبیین مفهومی و نظری ندارند و علایق و تمایلاتشان به تقریب مذاهب را می توان براساس کارکردها، مواضع ، مکتوبات و... ایشان یافت که عمدتا در تعامل با رهبران نخبگان و جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة و دانشگاه الازهرمصرمطرح شده اند.

علل تأسیس دارالتقریب در مصر

چنانکه پیشتر گفته شد علامه محمدتقی قمی با راهنمایی آیت الله بروجردی مصر را که مرکز تجمع اهل تسنن می باشد را به عنوان پیامگاه تقریب برگزید و دارالتقریب را تأسیس نمود . اما باید اذعان داشت؛ درحقيقت ايجاد تفاهم و دوستي بين شيعه و سني در محيط فرهنگي مصر از استعداد بالايي برخوردار بود. دلايل اين امر به شرح زير مي تواند باشد:

1- مردم مصر علناً داراي تمايل فراوان براي تفاهم و نزديكي با ساير برادران مسلمان از جمله شيعيان مي باشند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين تمايل افزايش يافته است.

2- وجود قبور تعدادي از منسوبین به اهل بيت علیهم السلام نظير مالك اشتر درمصر باعث شده مردم اين كشور بيش از مردم ساير كشورهاي اسلامي نسبت به اهل بيت علیهم السلام اظهار محبت و ابراز ارادت نمايند.

3- در بعد تاريخي، تشكيل دولت فاطمي در مصر به­وسیله‌ی شيعيان و دشمني تاريخي بين مصريان و وهابيون همواره به عنوان سدي در مقابل دشمنان انديشه تقريب عمل كرده است، به همين دليل وهابيون عليرغم تلاش­هاي فراوان در مصر موفق به بسط تفكر تخريبي خود عليه شيعه نبوده اند.

4- در منطقه صعيد به ويژه استان­هاي قنا و اسوان گروهي به نام جعافره كه منتسب به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مي باشند، وجود دارند و داراي تفكرات تقريبي و همزيستي برادرانه با جماعت اهل سنت مي باشند. تعداد جعافره در مصر به دو ميليون نفر مي رسد.

6- فرقه صوفيه در مصر كه از پيروان حضرت امام علي (علیه‌السلام)  هستند نيز همواره همكاري­هاي علمي خوبي با علماي اهل تسنن داشته اند. رهبران جنبش صوفيه در مصر كه از علاقه مردم اين كشور به اهل بيت علیهم السلام آگاه بوده اند همواره با فعاليت­هاي فرهنگي خود مانعي براي رشد تعاليم تفرقه­گرانه وهابيت  شده اند.

وجود بُهره ها، صوفيه، جعافره و گروه­هاي طرفدار اهل بيت علیهم السلام از سويي و تفكر روشن برخي از علماي مصر نظير شيخ محمود شلتوت و كواكبي، باعث رشد افكار تقريبي در مصر شده است. اگرچه فعاليت­هاي وهابيون كه پس از دوره عبدالناصر آغاز و تاكنون ادامه داشته نيز همواره با رشد انديشه تقريب مقابله كرده است.

در نتیجه باید گفت محمدتقی قمی با در نظر گرفتن تمامی این عوامل به مصر رفته و آنجا را پایگاه افکار تقریبی خود قرار داد.

مراحل تأسیس دار التقریب مصر و مخالفان ایشان

 موسسه دار التقریب توسط محمدتقی قمی با همکاری بسیاری از علمای شیعه و سنی از جمله شیخ شلتوت، عبدالمجید سلیم، مصطفی مراغی و ... و به خصوص راهنمایی­های مرجع عالی قدر شیعه حضرت آیت الله بروجردی وشیخ محمد حسین ال کاشف الغطاء، سید عبدالحسین شرف الدین موسوی و ... بنانهاده شد. این حرکت در دوره ای اتفاق افتاد که جهل و بی خبری از یک طرف و سیاست­های تفرقه افکنانه از طرف دیگر صدها میلیون مسلمان دوستدار اهل بیت را در نظر شیعه به صورت اقلیت بسیار کوچک ناصبی مجسم کرده بود، ضمن آنکه ده ها میلیون شیعه مسلمان را که در تمامی اصول و مبانی با حفظ مسئله امامت و خلافت با اهل سنت همراه و هم آوا هستند در لباس فرقه کوچک فراموش شده غلاة معرفی نموده بودند.[6] همچنین در آن دوران تعصبات فرقه ای به اوج خود رسیده بود و کسی جرأت و جسارت اقدام و حرکت اصلاحی را نداشت.[7]

محمدتقی قمی قبل از اقدام به اصلاح، محیط را برای همکاری آماده ساخت و تا حدودی افکار مردم را برای حرکت اصلاحی تقریب مذاهب آماده کرد. به طور کلی مراحل شکل­گیری این موسسه عبارت­بودند:

1- مرحله تمهید و آمادگی    2- مرحله تکوین و پیدایش        3- مرحله تنفیذ و اجرا

مرحله تمهید و آمادگی از سال 1983 شروع شد و محمدتقی قمی جهت دعوت به سوی همبستگی ابتدا به مصر رفته و در دانشگاه الازهر شیخ محمد مصطفی مراغی را ملاقات نمود و در این دیدار به علاقه این شیخ بزرگوار نسبت به وحدت بین مسلمین پی برد و از وی تقاضای همکاری نمود.

 مصطفی مراغی از آنجا که خود نقش محوری در الازهر داشت، نمی توانست مستقیماَ به طرح بحث تقریب اقدام نماید، اما زمینه را برای محمدتقی قمی آماده نمود و او نیز توانست در دانشگاه الازهر سخنرانی نماید و از سوی دیگر با بزرگانی که دارای فکری باز و وسیع بودند ارتباط برقرارکند.

بعد از این مرحله بزرگان تقریب دریافتند ماندگاری و جاودانگی حرکت خروج آن از حالت فردی به جمعی می باشد تا با از بین رفتن یکی دیگری جایگزین شود،

در مرحله بعد محمدتقی قمی جمعیت دارالتقریب را تشکیل نمود و مسئولیت را بر دوش عده ای از بزرگان اسلام که در رأس آنها شیخ مصطفی مراغی بود، نهاد. مصطفی مراغی به خاطر شرایط آن روز صلاح ندید که به عنوان عضوی از دارالتقریب شناخته شود، از این رو شیخ عبدالمجید سلیم را برگزید.

بعد از اینکه خبر تأسیس دارالتقریب منتشر گشت؛ افراد متعصب بر آشفته و آشوب به پا کردند و افکار حاکمان آن روز مصر را مشوش نمودند شیخ مصطفی مراغی در این زمان دین خود را نسبت به تفکر همبستگی ادا نمود و در مقابل افتراها و مشکلات موجود به خوبی مقاومت کرد.

محمدتقی قمی در مورد ایشان می گوید: ... اگر دفاع این مرد باایمان نبود کار این تفکر در همان مراحل ابتدایی خاتمه یافته بود.[8]

بعد از آن فصل تازه ای بین علمای شیعه وسنی باز شد. شیخ عبدالمجید سلیم باب نامه نگاری با علمای شیعه از جمله آیت الله بروجردی را بازکرد[9] و دانشگاه الازهر مصر را از انحصار مذاهب چهارگانه خارج نمود و بسیاری از احکام شیعه را برای اولین بار وارد قانون کشور مصر ساخت.

شیخ شلتوت از دیگر علمای بزرگ سنی بود که تا آخر عمرش در کنار دارالتقریب باقی ماند و خدمات ارزنده ای نمود. وی پیشنهاد کرد که به جای آنکه از شیعه و سنی به فرقه یا طایفه تعبیر کنیم، همه را مذاهب اسلامی بنامیم.

یکی از بزرگترین و مهمترین خدمات وی به تقریب فتوای تاریخی وی بود که در آن پیروی از مکتب جعفری معروف به مذهب امامی اثنا عشری را در کنار دیگر مذاهب اهل سنت جایز اعلام نمود.[10]

بعد از صدور فتوای شیخ شلتوت بسیاری از علما به وی اشکالاتی وارد نموده و قائل به خروج او از مذهب تسنن و گرایشش به مذهب تشیع شدند، اما شیخ شلتوت با سعه صدر تمام اشکالات ایشان را پاسخ داد و به دفاع از تقریب بین مذاهب و احکام شیعه پرداخت.

بعد از آن قانونی مشتمل برشانزده ماده در جلسه مورخه 30ربیع الاول سال 1366مطابق با فوریه 1947منعقد و در دارالتقریب به اتفاق آراء علمای فرقه های مختلف تصویب گردید.

در ماده اول این هیئت اسلامی به نام جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیه خوانده شده و در ماده دوم اهداف هیئت مطرح گشته و در ماده سوم وسایل و امکانات دست یابی به اهداف بیان شده است و...[11]

در پی حرکت تقریبی علمای اسلام دشمنان نیز ساکت ننشستند و حملات و توطئه های خود را علیه ایشان آغاز نمودند که مهمترین ایشان وهابیون بودند که به منظور دورنگهداشتن مردم مصراز سطوح فقهي وعقلي مذهب شيعه به مقابله با تشيع پرداخته و درصدد بودند گرايشات وحدت گرايانه علما و مردم مصر را به انحراف كشانند.

سياستمداران انگليسي كه در آن موقع به نمايندگي دولت متبوع خود بر فلسطين و اردن و عراق حكومت مي‌كردند از تقريب و همبستگي ميان شيعه و سني به وحشت افتادند و شخصي را به نام اسعاف نثاثيبي به تاليف و نشر كتابي به نام اسلام صحيح برانگيختند. و او با قلم اجيرشده و تفرقه­انگيزش خطاب به همه مذاهب اسلامي اعلام داشت: شما هيچكدامتان مسلمان نيستيد، تنها من مسلمانم و بس.

در آن روزها در اثر بي‌‌‌اطلاعي مسلمانان از يكديگر، استعمارگران و تفرفه‌انگيزان از اين راه توانستند، سياست فَرِّق تَسُد ( تفرقه بينداز و آقايي كن ) را به اجرا درآورند، و كار را به جايي برسانند كه در حال حاضر بعضي از سران دست نشانده در نهايت ذلت وخواري رژيم اسرائيل غاصب را به رسميت بشناسند. [12]

از سوی دیگر بسیاری از علما با مطرح شدن مسئله تقریب از جانب محمدتقی قمی و تأسیس موسسه دارالتقریب به مخالفت پرداخته و حرکت محمد تقی را حرکتی به سوی شیعی شدن همه سنی ها و سرکوب شدن مذاهب دیگر قلمداد کردند. به طورمثال دکتر ناصر القفاری درمورد حرکت محمد تقی قمی درکتابش این عقیده را مطرح می­کند که محمدتقی قمی پرده­های تقیه و توریه را دریده و آشکارا مسلمانان را به مذهب شیعه دعوت کرده است. قفاری معتقد است که دار التقریب شیخ شلتوت را با این سخن که شیعه اختلافی با اهل سنت ندارد، فریفته و از او خواسته تا نسبت به جواز پیروی از مذهب جعفری فتوا صادر کند. [13]

با وجود تمام توطئه ها و تفرقه افکنی ها دارالتقریب مصر توانست  در مدت 25سال خدمات فراوانی در راستای وحدت بین مسلمانان انجام دهد که ثمرات و برکات آن تا به امروز بر کسی پوشیده نمی باشد و ما در فصول بعد ی به آن اشاره خواهیم نمود.

متأسفانه به علت شرايط سياسى حاكم بر بعضى از كشورهاى عربى - اسلامى! و تغيير حكومت‏ها و سركوب حركت‏هاى اسلامى در اكثر بلاد، و درگذشت پيشتازان و طليعه داران تقريب در كشورهاى اسلامى - عربى، اين حركت اصلاح گرانه و بويژه، مركزيت آن در قاهره، دچار ركود و سپس تعطيلى كامل گرديد و در يك ربع قرن اخير، اين حركت در عمل، هيچ گونه فعاليت و كوششى نداشت.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، با تأسيس مجمع جهانى تقريب بين مذاهب اسلامى در
تهران و شركت جمعى از علماى مذاهب اسلامى در آن، حركت نوينى آغاز شد، اما متأسفانه غيبت الازهر و عدم شركت فعال علماى مصر، در آن، نقطه ضعفى بود كه آثار منفى آن كاملاً در همه زمينه‏ها مشهود بود.[14]

امروزه بسیاری از علما و مراکز دینی خواستار احیای دوباره دارالتقریب مصر می باشند و آنرا برای ایجاد وحدت و اتحاد مسلمانان در برابر توطئه های استعمارگران که گسترده تر از قبل گشته، ضروری می دانند.

بر اساس گزارش روزنامه الدستور، وزارت اوقاف مصر خواستار احیای کمیته تقریب بین مذاهب اسلامی تسنن و تشیع ـ که شیخ شلتوت و آیت الله قمی ایرانی بنیانگذار آن می باشند ـ شد.[15]

سیدهادی خسروشاهی در این زمنیه می نویسد: من شخصاَ بر این باورم که در نبود مصر و الازهر نمی تواینم وظیقه مان را در قبال ملت­های مسلمان درتمام جهان به طور کامل به انجام برسانیم.[16]

عوامل موفقیت دارالتقریب

مهمترین عوامل موفقیت دار التقریب عبارت­اند از: اشاره می نماییم:

الف. عنایات و الطاف الهی؛

ب. منطق گرایی و خرد گرایی حرکت؛

دارالتقریب سعی نمود تا عقل­های متفکر و شخصیت­های دینی را که مورد توجه مردم بودند قانع نموده و با منطق و استدلالات علمی کنار یکدیگر جمع نماید تا با براهین علمی به حل اختلافات بپردازند. تألیف مجله رسالة الاسلام به عنوان بلند گوی اهل علم موید این مطلب می باشد.

ج. پیوستن علمای بزرگ و طراز اول اسلام به این دعوت؛

د. آمیخته نشدن آن به سیاست

یکی از مهمترین اسرار موفقیت این مرکز آمیخته نشدن آن با سیاست بود. به این معنا که به هیچ حزب و گروه سیاسی وابسته نبود نه اینکه فعالیت­های سیاسی انجام ندادند.

باز هم برای اثبات ادعایمان به مجله رسالة الاسلام که مجله ای علمی بود و در مباحث بعدی به آن خواهیم پرداخت اشاره می نماییم.

دراین مجله هیچ یک از دولت­ها مورد ستایش قرار نگرفته است. محمدتقی قمی در زمان حکومت دولت­های مختلف با حاکم وقت به گفتگو پرداخته و خواستار بی طرف بودن مجله و عدم وابستگی سیاسی به احزاب و دولت­ها گردید و با منطق و استدلال ایشان را قانع می نمود.

به همین علت در زمان جنگ جهانی دوم که اکثر مجلات برای مدتی تعطیل گردیدند این مجله به کار خود ادامه داد.

هـ گروهی بودن حرکت

حرکت دارالتقریب برای اتحاد مسلمانان یک حرکت گروهی و اجتماعی بود، از این رو وقتی که مصطفی مراغی از دنیا رفت شیخ عبدالمجید سلیم راه وی را ادامه داد و این پرچم را حفظ نمود.

و. کمک های عبدالمجید سلیم مفتی اهل سنت و فتوای شیخ محمود شلتوت؛

ز. انتخاب دانشگاه الازهر که با ارزش ترین دانشگاه از نظر مسلمانان بود؛

ط. بهره جستن از موقعیت سیاسی آن زمان؛

تاسیس دارالتقریب همزمان با انقراض حکومت عثمانی و خستگی دول بزرگ استعماری از جنگ جهانی دوم صورت گرفت و علما از این موقعیت بیشترین بهره ها را جستند.

ز. وجود مجله رسالة الاسلام به عنوان تریبون آزاد مذاهب اسلامی[17]

فعالیت­های دارالتقریب

دارالتقریب درراستای گسترش وحدت بین مسلمین اقدامات فرهنگی و سیاسی فراوانی انجام داد که درذیل به برخی از آنها اشاره می نماییم:

1. فعالیت­های فرهنگی

مهم­ترین فعالیت­های فرهنگی این مؤسسه عبارت­اند از:

1-1. انتشار مجله رسالة الاسلام

این مجله از سال 1368منتشر گردید که هر سال چهار شماره بود و تا سال 1392هـ نیز ادامه داشت و حدود 60 شماره از آن به چاپ رسید. به تازگی مجمع التقریب دوره کامل آن را به صورت افست در 15جلد به امر مقام معظم رهبری چاپ کرده است.

   این مجله کرسی آزاد و بی طرفی بود که در طول سال های انتشارش حق را معیار کار خود قرار داده بود و برای هدف بزرگ تقریب؛ یعنی احیاء فکر تقریب و تألیف بین قلوب المسلمین گام برمی­داشت.

علما و متفکران جهان اسلام می توانستند نظرهای خود را از طریق این مجله به یکدیگر برسانند و تبادل افکار  کرده و به معرفی صحیح اسلام و مذاهب اسلامی بپردازند.[18]

اين مجله، فصلنامه اى بود كه در محورهاى كلى زير فعاليت مى كرد:

 1. مباحث و مسائل عقيدتى؛

2. مباحث و مسائل قرآنى؛

3. مباحث و مسائل فقهى؛

4. مباحث و مسائل ادبى.

اين محورهاى كلى به نوبه خود به محورهايى جزيى تقسيم مى شدند که در این مقاله مجالی برای ذکر جزیئات آن نمی باشد.[19]

به طور کلی مجله رسالة الاسلام یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اتحاد مسلمانان می باشد به طوری که شیخ شلتوت در معرفی این مجله می گوید: مایل بودم نقش مجله رسالة الاسلام را شرح می دادم که چگونه وظیفه رسالت خود را به خوبی انجام داد و مرکز نشر آرا و افکار دانشمندان مذاهب مختلف بود که با مقالات و بحث­های خود آن را یاری می­کردند، به طوری که همه منتظر انتشار آن بودند و شماره­های آن زینت بخش کتاب خانه های شیعه و سنی بود و از فرهنگ و معارف آن غربی­ها همانند شرقی­ها بهره مند می­گردیدند.[20]

2-1. معرفی تشیع و اعتقاداتش به سایر مذاهب اسلامی

این کار با چاپ و نشر مسائل فقهی شیعه و نیز برخی کتاب­های عالمان شیعی انجام شد. برخی از آنها عبارت­اند از:

الف. رساله حدیث ثقلین: حديث ثقلين در شماره چهارم سال دوم از مجله رساله الاسلام به چاپ رسيد. اين حديث با اسناد متواتره نقل شده به گفته برخی از محققان حدیث شناس، حدیث ثقلین به وسیله 33 تن از صحابه از جمله انس بن مالک، عمر بن خطاب، عمرو عاص، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمان بن عوف و ... و نیز به وسیله 19 تن از تابعان نقل گردیده است، ضمن اینکه 300 تن از مشاهیر اهل سنت این روایت را در کتب خود نقل نموده­اند.[21]

ب. الحج علی المذاهب:

یکی از اشکالات عمده به شیعیان مسئله حج بود که به خاطر تبلیغات سوء دشمنان، مسلمانان فکر می­کردند حج شیعیان فقط در کربلا و نجف است.

بنابراین برای اولین بار نمایندگان مذاهب شیعه امامی و زیدی به همراه نمایندگان شافعی مالکی حنبلی و حنفی دور هم جمع شدند و درباره احکام و مناسک حج اثری با عنوان الحج علی المذاهب تألیف کردند که به دلیل مخالفت دولت سعودی با چاپ آن جمعیت اخوان المسلمین آن را در قطع بزرگ روزنامه چاپ کرد و مردم با مطالعه آن دریافتند که مذهب شیعه نیز از اسلام جدا نیست و اصول و ارکان مناسک حج آن با سایر مذاهب چهارگانه تسنن مشترک می باشد.

ج. مختصر النافع

مؤلف این کتاب ابی القاسم نجم الدین جعفربن حسن حلی متوفی 676هـ می باشد. بزرگان و دانشمندان اهل سنت بعد از مطالعه این کتاب به درستی دریافتند که تفاوت چندانی بین فقه شیعه و فقه اهل سنت در اصول وجود ندارد، زیرا غالب منابعی که علمای تشیع برای دریافت احکام اسلامی به آن مراجعه می کنند منابعی مشترک بین تشیع و تسنن یعنی قران و سنت پیامبر می باشد و تنها اختلاف موجود اختلاف دررأی و نظر است.

د. تذکرة الفقهاء

مولف  این کتاب علامه حلی متوفی726هـ از بزرگان شیعه می باشد. عالمان اهل سنت بعد از شناخت و مطالعه کتاب مختصر النافع به دنبال یک کتاب فقه استدلالی شیعه می گشتند تا بتوانند بین نظرات فقهی شیعه و تسنن مقاربه برقرار سازند که کتاب یادشده بهترین کتاب در راستای اهداف ایشان بود.

هـ . وسایل الشیعه

این کتاب که توسط فقیه گرانقدر محمد بن حسن حر عاملی تألیف گردیده و حاوی احادیث و دستورات و احکام و سنن پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)  از طریق ائمه اطهار(علیه‌السلام)  می باشد به عنوان آشنایی بیشتر اهل تسنن با فقه استدلالی شیعه به وسیله‌ی محمد تقی قمی منتشر گردید.

3-1. برگزاری مراسم عاشورا در محرم

سالهای متمادی در مصر روز عاشورا جشن گرفته می شد.معلوم نیست کدام حکومت و سیاست این سنت ناپسند را پایگذاری کرده بود ولی بعدها مرحوم شیخ شلتوت و یاران او در یک سال روز عاشورا به نام امام حسین(علیه‌السلام)  در الازهر مراسم عزاداری بر پا نمودند تا آن سیاست شوم بازمانده از قدیم را از بین ببرند.[22]

2. فعالیت­های سیاسی

گرچه این مرکز از لحاظ سیاسی وابسته به هیچ حزب و گروهی نبود، اما فعالیت­های سیاسی فراوانی در راستای اتحاد بین مسلمانان در برابر استعمارگران و تفرقه انگیزان بین شیعه و سنی انجام داد.

بزرگان تقریب معتقدند که سیاست­های دولت­های مختلف مهمترین عامل نفاق و جدایی مسلمانان است و می گویند :فرقتنا السیاسه و ستجمعنا السیاسة یعنی سیاستهای ضد اسلامی و انحرافی ما را از هم جدا کرده و به زودی یک سیاست انسانی و عادلانه اسلامی ما را دور هم جمع خواهد نمود.[23]

به همین دلیل یکی از برنامه های دارالتقریب فعالیت­های سیاسی ایشان در برابر دشمنان داخلی و خارجی می باشد.

یکی از مهمترین بحثهای اختلاف انگیز بین شیعه و سنی بحث خلافت اسلامی و رهبری سیاسی می باشد که گروهی آن را خاص اهل بیت می دانند و گروهی آن را برای گروه دیگری اثبات کرده و از اهل بیت نفی می کنند و تنها به دوستی و مودت ایشان اکتفا می نمایند که مسئله محبت اهل بیت قدر مشترک بین فریقین می باشد.

نظر آیت الله بروجردی در این زمینه این بود که طرح چنین مسئله ای در حال حاضر بی فایده و عامل اختلاف و دشمنی مسلمانان است. زیرا در حال حاضر خلافتی وجود ندارد که برای حقانیت یا عدم حقانیت آن با هم دعوا کنیم هرچه بوده مربوط به گذشته بوده و در این زمان موضوع منتفی است.آنچه امروز برای مسلمین فایده دارد و مسلمانان بدان محتاج هستند و همه وقت در گذشته و آینده به آن نیازمند بوده و هستند آن است که بدانند احکام دین را از چه مأخذی اخذ کنند. کتاب خدا مورد اتفاق همگان است و پیامبر عترت خود را در یک حدیث متواتر(حدیث ثقلین) مرجع احکام قرار داده است که این حدیث از علمای اهل سنت نقل و در کتابهای ایشان موجود می باشد.[24]

این حدیث با اشاره آیت الله بروجردی توسط دارالتقریب و با تصویب عبدالمجید سلیم وشیخ محمود شلتوت چاپ و منتشر گردید.

در زیر به نمونه ای از فعالیت­های سیاسی ایشان اشاره می نماییم:

1-2. اعتراض شیخ شلتوت به شایعه به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از طرف شاه ایران

در سال 1380قمری در سراسر جهان شایع شد که شاه ایران، اسرائیل و صهیونیست غاصب را به رسمیت شناخته است.

شیخ محمود شلتوت شیخ جامع الازهر از این عمل بسیار ناراحت شد و طی تلگرافی به آیت الله بروجردی از ایشان خواست با شاه صحبت نموده و اقداماتی در این زمینه انجام دهند. ایشان متذکر شد که برای همه مردم آشکار شده که ما و شما دوستانی هستیم در جهاد و تلاش برای بالا بردن پرچم اسلام و تثبیت وحدت بین مسلمین.

متأسفانه زمانی که این تلگراف به دست آیت الله رسید ایشان در بستر بیماری بودند که بعد از به هوش آمدن فرمودند: در صدد بودم طی نامه ای از شیخ شلتوت بخواهم موجبات رفع اختلاف را فراهم سازند.

با پیگیری­های انجام شده، طی نامه ای به شیخ محمود شلتوت نوشته شد که: شاهنشاه پاسخ دادند که از سوی حکومت ایران چیزی دال بر به رسمیت شناختن دولت اسرائیل صادر نشده و در آینده نیز قصد چنین کاری را ندارد و ایشان خواهان مصالح مسلمین در همه نقاط جهان هستند. [25]

2-2. شرکت و همکاری  با کنگره های اسلامی

بعضی از کشورها مانند پاکستان کنگره هایی برای دفاع از کیان اسلام و رفع سوء تفاهم ها برگزار کردند که دارالتقریب با آنها همکاری نزدیک داشت. اعضا با شرکت در این همایش ها به این نتیجه رسیدند که حل مسائل اختلافی جهان اسلام را به جماعت دارالتقریب بسپارند. در همین تصمیم­گیری­ها به پیشنهاد شیخ محمد شریعت از اعضای کنگره رسیدگی به وضع قبرستان بقیع و آرامگاه اهل بیت و اصحاب در کنار پیامبراعظم به دارالتقریب واگذار شد که در پی آن دیواری به دور قبرستان بقیع کشیده شد.[26]

ثمرات و برکات دار التقریب

از آنجا که نور الهی هرگز خاموش نخواهد شد با تمام دسیسه ها و توطئه افکنی هایی که از سوی استعمارگران و مخالفان داخلی و خارجی صورت گرفت؛ انوار قدسیه این حرکت الاهی به سراسر جهان پخش گردید و با گذشت عمر هفتاد ساله دارالتقریب هنوز برکات و ثمرات آن بر همگان آشکار و هویداست که در اینجا به برخی از آنها اشاره می نماییم:

1. پیوند عالمان دینی

یکی از ثمرات جمعیت دارالتقریب این است که پس از فعالیت­های این مرکز اسلامی پیوند عالمان دینی مستحکم­تر شد و این پیوند تا به امروز نیز ادامه دارد و علمای مذاهب مختلف در جلساتی مستمر به تبادل نظر و ارائه راهکار برای حل مشکلات می پردازند.

2. تدریس فقه مقارن

یکی از مهمترین ثمرات و برکات اقدامات دارالتقریب ایجاد کرسی فقه مقارن و گشودن باب اجتهاد در دانشگاه الازهر مصر به وسیله‌ی استاد بزرگ شیخ محمد مصطفی مراغی رئیس سابق الازهر بود.[27]

فقه مقارن به این ترتیب است که محققین و پژوهشگران باید بدون اینکه تحت تأثیر افکار گذشته ضد این مذهب یا آن مذهب قرار گیرند به تحقیق و بررسی نظریه ها  و آراء فقهی بپردازند.

برای این منظور باید کاوشگران قبل از ورود در جلسه تحقیق، لباس مذهبی و فرقه ای خود را در آورند تا بتوانند در میان گفته ها و آراء مختلف مذاهب اسلامی بدون هیچگونه تعصبی بهترین آنها را با دلیل انتخاب کنند.[28]

3. برگزاری نشست­ها و همایش­های انجمن­های اسلامی در سراسر جهان

یکی از مهم­ترین ثمرات و برکات حرکت محمدتقی قمی که بیانگر درخشندگی آن می­باشد؛ برگزاری اجلاس­ها و کنفرانس­های انجمن های اسلامی در عصرحاضر با حضور علمای طراز اول مذاهب می باشد که از جمله می توان به همایش سالانه انجمن اسلامی شمال آمریکا در واشنگتن اشاره نمود.

این انجمن در سال 1963تأسیس شده که هدف از تأسیس آن بهبود روابط بین جامعه مسلمانان و جامعه آمریکایی است.[29]

از مهمترین اجلاس­ها نیز می­توان به اجلاس­هایی که در کشورهای انگلیس، ترکیه، تایلند و سریلانکا برگزار شد، اشاره کرد.[30]

4. تشکیل مجمع تقریب مذاهب

همزمان با سالروز تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي آيت الله محمد واعظ زاده خراساني که از آغاز تأسيس اين مرکز تا 11 سال بعد از آن دبير کل بوده و هم اکنون نيز عضو شوراي عالي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي است ، درباره تأسیس مچمع جهانی این چنین گفت:

[از آنجا که] مقام معظم رهبري درباره وحدت اسلامي بسيار تأکيد داشتند؛ در سال 1369 رهبر انقلاب دستور تأسيس مجمع تقريب مذاهب اسلامي را به بنده دادند، زيرا مدت­ها با مرکز دارالتقريب در ارتباط بودم. البته بعدها پيشوند جهاني هم به اين مجمع داده شد. علامه قمي که در آن دوران در پاريس اقامت داشت، بعد از باخبر شدن تأسيس اين مرکز بسيار خشنود شدند.

براي تأسيس اين مجمع آئين نامه نوشتيم و هيأت مديره انتخاب کرديم که رياست آن را مرحوم سيدمحمدباقر حکيم بر عهده داشت. آيات عظام تسخيري، جنتي و شاهرودي هم از اعضاي اين هيأت بودند. ... علما و دانشمندان بزرگي در اين کنگره [ کنگره‌ی جهاني وحدت اسلامي که این مرکز برگزار می­کرد] که در هفته جهاني وحدت برگزار مي شد، حضور داشتند. البته بودجه هاي اين مرکز از سوي دفتر مقام معظم رهبري تأمين مي شد. اين مرکز در آغاز در خانه اي شروع به فعاليت کرد[31].

نتیجه­گیری

نتایج این نوشتار عبارت­اند از:

1.                 موسسة دار التقریب به وسیله‌ی محمدتقی قمی درسال 1947م /1325هـ ش در کشور مصر بنا نهاده شد.

2.       گروهی از بزرگان شیعه و سنی همچون آیت الله بروجردی، آیت الله کاشف الغطاء از شیعه و شیخ شلتوت و شیخ مصطفی مراغی از اهل سنت پشتوانه­های فکری این مؤسسه بودند.

3.       اختلافات میان شیعه و اهل سنت و نیز بی­خبری از مسائل علمی یکدیگر لزوم تشکیل این مؤسسه را موجب شده بود.

4.       دار التقریب فعالیت­های فرهنگی و سیاسی فراوانی داشت که از جمله‌ی آنها می­توان به انتشار مجله‌ی رسالة الاسلام، معرفی تشیع، برگزاری مراسم عاشورا در مصر اشاره کرد. همچنین در پی همین فعالیت­ها بود که شیخ شلتوت فتوای تاریخی به جواز پیروی از مذهب امامیه را صادر کرد.

5.       دار التقریب برکات فراوانی برای جهان اسلام به ارمغان آورد که از جمله‌ی آنها می­توان به پیوند عالمان دینی با یکدیگر، تدریس فقه مقارن، برگزاری نشست­ها و همایش­های انجمن­های اسلامی اشاره کرد.

منابع

1.                 آذر شب، محمد، ملف التقریب، مجمع تقریب جهانی

2.                 اسحاقی، سید حسین، نسیم همبستگی(از اتحاد اسلامی تا انسجام اسلامی)، پژوهش های اسلامی صدا و سیما ،1386.

3.                 بی آزارشیرازی، عبدالکریم، اسلام آیین همبستگی،  انتشارات بعثت،چاپ آبان،1354

4.                 ــــــــــــــــــــــ، طلایه دار تقریب(شیخ محمود شلتوت)، مجمع جهانی تقریب، چ اول، 1379

5.                 ـــــــــــــــ، الوحدة الاسلامیه او التقریب، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت.

6.                 تهوری مسلم، منادیان تقریب 6(علامه محمد تقی قمی)، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان،نیایش،چاپ اول،1382

7.                 دوانی، علی، رویکردی دینی به مسئله وحدت و همگرایی.

8.                 عليزاده ميرزا، شرح حال و خلاصه فعاليتهاي دارالتقريب مصر، قم: موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان، 1387

9.                 القفاری، ناصربن عبدالله بن علی مساله التقریب بین اهل السنة و الشیعه، چ2.

10.             محمدی ری شهری، محمد، اهل البیت فی الکتاب و السنة، قم، دارالحدیث، 1375

11.             واعظ زاده خراسانی، محمد، زندگی آیت الله بروجردی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی،چ اول

12.             ــــــــــــــــ، نداء الوحده و التقریب بین المسلمین و مذاهبهم، العلامة رابطة الثاقة و العلاقات الاسلامیة،1418هـ

13.             پیک تقریب.

 



[1] ر.ک. مسلم تهوری، منادیان تقریب، (محمد تقی قمی).

[2] ميرزا عليزاده، شرح حال و خلاصه فعاليتهاي دارالتقريب مصر، ص1(کتابخانه دیجیتالی تبیان) وک: هادی خسروشاهی، ميز گرد تقريب بين مذاهب اسلامي، ص44.

[3]  واعظ زاده خراسانی، زندگی آیت الله بروجردی، ص369.

[4] همان، ص373.

[5] . علی دوانی، رویکردی دینی به مسائل وحدت و همگرایی، ص155.

[6] مسلم تهوری، منادیان تقریب (علامه قمی)، ص86 و 87.

[7] عبدالکریم بی آزار شیرازی، اسلام آیین همبستگی، ص90 و مسلم تهوری، همان.

[8] عبدالکریم بی آزار شیرازی، هبستگی مذاهب اسلامی ، ص44و45 و مسلم تهوری، همان، ص89.

[9] عین نامه و پاسخ آن در کتاب اسلام آیین همبستگی عبدالکریم بی آزار شیرازی ص99 و100 ذکر شده است.

[10] عین متن فتوا در کتاب اسلام آیین همبستگی عبدالکریم بی آزار شیرازی ص244ذکر شده است. همچنین ر.ک. جمعی از نویسندگان، پیشوایان تقریب آیت الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت، ص167و168.

[11] مواد شانزده گانه در کتاب منادیان تقریب 6 علامه محمد تقی قمی، مسلم تهوری، ص107-112به طور کامل بیان شده است.

[12] فتاواي تفرقه انگيز وهابيان همسو با خشم آمريكا و اسرائيل از تقريب بين مسلمانان، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي ص1(کتابخانه دیجیتالی تبیان)

[13] . ناصر بن عبدالله بن علی القفاری، مساله التقریب بین اهل السنة و الشیعه، ج 2، ص180-183.

[14] هادی خسروشاهی، میزگرد تقریب بین مذاهب اسلامی، ص45.

[15] . پیک تقریب،نیمه خرداد 1388،ش76، ص27.

[16] . هادی خسروشاهی، میزگرد تقریب بین مذاهب اسلامی، ص62.

[17] مسلم تهوری، منادیان تقریب. ( همه موارد در این کتاب ذکر شده است.)

[18] عبدالکریم بی آزار شیرازی، همان، ص31 و 32.

[19] . در این باره ر.ک. ملف التقریب و شرح حال و خلاصه فعاليتهاي دارالتقريب مصر.

[20] عبدالکریم بی آزار شیرازی، همان.

[21] . محمد محمدی ری شهری،  اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص125 127.

[22] . ر.ک. گروهی از نویسندگان، منشور همبستگی، ص57.

[23]. همان.

[24] . محمد واعظ زاده خراسانی، ک زندگی آیت الله بروجردی، ص366-373.

[25]. عبدالکریم بی آزار شیرازی، همان، ص261-274

[26] . سید حسین اسحاقی، نسیم همبستگی(از اتحاد ملی تا انسجام اسلامی)، ص 281.

[27] . مسلم تهوری، منادیان تقریب(علامه محمد تقی قمی)، ص115.

[28] . عبدالکریم بی آزارشیرازی، همان، ص79.

[29] پیک تقریب، ش77، ص20.

[30] پیک تقریب، ش61، ص6.

[31]. سایت مجمع تقریب مذاهب اسلامی.