بررسي تطبيقي برخی صفات خداوند در قرآن و تورات

مهناز حیدرپور


چکيده

مقدمه

وحدانيّت

مهرباني و بخشندگي

عظمت و جلال

قدرت مطلق الهی

مالکيت

خالقيت

صداقت

قرب و معيّت الهی

حيات و جاودانگی

عدالت

منابع تحقيق

 

چکيده

ذات اقدس پروردگار در قرآن کريم با صفات و جلال و جمال فراوانی توصيف شده است که همگی حاکی از علوّ شأن و تنزّه خداوند از صفات نقص و کاستی می­باشند. در تورات و سنّت شفاهی يهوديّت نيز بسياری از اين صفات با عبارت ديگری مورد اشاره قرار گرفته است. در اين تحقيق، برخی از صفاتی که هم در قرآن کريم و هم در تورات آمده، مورد بررسی تطبيقی قرار گرفته است. اهمّ اين صفات عبارتند از: وحدانيّت، مهرباني و بخشندگي، عظمت و جلال، قدرت مطلق الهی، مالکيت، خالقيت، صداقت، قرب و معيّت الهی، حيات و جاودانگی، عدالت

مقدمه

يهوديّت به عنوان يکی از اديان ابراهيمی در طول تاريخ کهن و سنّت ديرينه خود، پيوسته خود را معتقد به خدای واحد دانسته و می­داند و چه در تورات و چه در سنّت شفاهی خود يعنی تلمود خداوند را به صفات جلال و جمال ستوده است. اگر چه در برخی قسمت های تورات فقراتی را می­توان يافت که به وضوح تصويری جسمانی از خداوند ارائه می­دهند[1]، امّا دانشمندان و ربّی­های يهودی با تأويل اين فقرات، خداوند را منزّه از هر صفت نقصی دانسته و خداوند را مبرّا از صفات جسمانی دانسته­اند و با استناد به فقراتی ديگر از تورات، صفات جمال و جلال را برای خداوند اثبات کرده­اند. ما در اين نوشتار به منظور آشنايي بيشتر با صفات خداوند در آموزه­های تورات و انديشه يهودی، به برخی صفاتی الهی که هم در قرآن کريم و هم تورات مورد اشاره واقع شده، به نحو مقايسه ای خواهيم پرداخت تا با پررنگ­ کردن نقاط مشترک الاهيّاتی اسلام و يهوديت، تصويری از خداوند در اين دو دين بزرگ ابراهيمی ارائه دهيم.

وحدانيّت

در قرآن کريم21 مورد لفظ واحد برای خداوند بکار رفته است. به عنوان مثال در قرآن چنين مي خوانيم: وَ إِلَهُكمُ‏ْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيم (بقره: 163) همچنين واژه‌ی أحد يک مورد در سوره توحيد نسبت به خداوند بيان شده است: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد (112: 1)

در مورد وحدانيّت خداوند در تورات نيز بايد گفت توحيد در طول تاريخ يهود همواره مورد تاکيد ايشان بوده و متون مقدس يهودي به آن تصريح نموده است.[2] هرچند برخي محققان نظر ديگري دارند و معتقدند پذيرش توحيد فرايندي تدريجي داشته است.[3]

در تورات صفت واحد، يک بار در آيه ذيل ذکر شده است: اي اسرائيل بشنو خداي ما يهوه خداي واحد است (تثنيه، 6: 4). همچنين در آيات ديگري از تورات وحدانيت خداوند بيان شده است که به نمونه هايي از اين موارد اشاره مي شود:

...مثل يهوه خداي ما ديگري نيست (خروج، 8: 10)

...تا بداني در تمامي جهان مثل من نيست (خروج، 9: 14)

ترا خدايان ديگر غير از من نباشد (خروج، 20: 3)

لهذا امروز بدان و در دل خود نگاه دار که يهوه خدا است بالا در آسمان و پائين بر روي زمين و ديگري نيست (تثنيه، 4: 39)[4]

در تورات به وحدانيت خداوند به صورت نهي از ساختن و پرستش بت و عبادت خدايان ديگر نيز اشاره شده است. آيات ذيل نمونه هايي از اين مطلب مي باشد:

صورتي تراشيده و هيچ تمثالي از آنچه بالا در آسمانست و از آنچه پائين در زمين است و از آنچه در آب زير زمين است براي خود مساز و نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما... (خروج، 20: 4-5)

به سوي بت ها ميل نکنيد و خدايان ريخته شده براي خود مسازيد من يهوه خداي شما هستم (لاويان، 19: 4)[5]

مهرباني و بخشندگي

از جمله صفاتی که در قرآن کريم به خداوند نسبت داده شده و حاکی از مهربانی و بخشندگی خداوند می­باشد عبارتند از الرحمن( 169 مرتبه)[6] ؛ الرحيم(226 مرتبه)[7]؛ ودود[8]: غفّار(5 مرتبه)[9]؛ کريم(دو مرتبه)[10] ؛ رؤوف(ده مرتبه)[11]؛ حليم(11 مرتبه)[12]؛ وهّاب(سه مرتبه)[13] و سلام[14]

در تورات نيز فقراتی را می­توان يافت که حاکی از اين صفت خداوند يعنی مهربانی و بخشندگی ذات اقدس حق می­باشند. در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنيم:

1- و خداوند پيش روي وي عبور کرده ندا درداد که يهوه يهوه خداي رحيم و رؤف و ديرخشم و کثير احسان و وفا (خروج، 34: 6)

2-زيرا که يهوه خداي تو خداي رحيم است... (تثنيه، 4: 31)

3- و اگر نزد من فرياد برآورد هرآينه اجابت خواهم فرمود زيرا که من کريم هستم (خروج، 22: 27)

4- نگاه دارنده رحمت براي هزاران و آمرزنده خطا و عصيان و گناه، لکن هرگز بي سزا نخواهد گذاشت ... (خروج: 34: 7)

5- و رحمت مي­کنم تا هزار پشت بر آنانيکه مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند (خروج، 5: 10)

6- ... وغريبان را دوست داشته خوراک و پوشاک بايشان ميدهد (تثنيه، 10: 18)

عظمت و جلال

در قرآن کريم آيات متعدّدی وجود دارد که خداوند را به عظمت و جلال و تعالی توصيف کرده است و صفاتی را برای وصف پروردگار به کار برده که همگی حاکی از جلال و عظمت شأن ذات اقدس خداوند دارد. برخی از اين صفات از اين قرار مي باشد.

علی(8 مرتبه)[15]، عظيم(6 مرتبه)[16]؛ کبير(6 مرتبه)[17]؛ مجيد(دو مرتبه)[18]؛ عزيز(90 مرتبه)[19]، متعال[20]، اعلی(دو مرتبه)[21]؛ ذو الجلال(دو مرتبه)[22]

در تورات نيز فقراتی را می­توان يافت که اين صفت خداوند اشاره دارد و حاکی از مجد و عظمت پروردگار می باشد که برخی از آنها در ادامه آمده است:

1- ... خداي پدر من است پس او را متعال ميخوانم (خروج، 15: 2)

2- چون حضرت اعلي بامّتها نصيب ايشانرا داد... (تثنيه، 32: 8)

 3- از ايشان مترس زيرا که يهوه خدايت که در ميان تو است خداي عظيم و مهيب است (تثنيه، 7: 21)

4- زيرا که نام يهوه را ندا خواهم کرد خداي ما را بعظمت وصف نماييد (تثنيه، 32: 3)

5- اي يشورون مثل خدا کسي نيست که براي مدد تو بر آسمانها سوار شود و در کبرياي خود بر افلاک (تثنيه، 33: 26)

6- ...وجلال خداوند برايشان حاضر شد (اعداد، 20: 6)

 قدرت مطلق الهی

صفت قدرت و نيز صفاتی که حاکی از قدرت مطلق الهی می­باشند در قرآن کريم به کرّات به کار رفته است. اين صفات حاکی از آن است که خداوند بر انجام همه امور تواناست و هم موجودات در قبض يد قدرت او قرار دارند. برخی از اين صفات عبارتند از : قدير( 45 مورد )[23] ؛ قاهر(دو مورد)[24] ، قادر(7 مورد)[25]؛ قوي( 9 مورد)[26]؛ غالب[27] ؛ قهار( 6 مورد)[28] مقتدر(3 مورد)[29] ؛ ذوالقوه[30] و مهيمن[31]

در تورات نيز قدرت خداوند به نحو مطلق وصف شده و خداوند به اين صفت کمال متّصف شده است. در ادامه به برخی از اين فقرات اشاره می کنيم:

1- ... من هستم خداي قادر مطلق... (پيدايش، 17: 1)

2- پس الآن قدرت خداوند عظيم بشود چنانکه گفته بودي (اعداد: 14: 17)

3- ... ترا بحضرت خود با قوت عظيم از مصر بيرون آورد(تثنيه، 4: 37)

4- اين قوم خويش را که فديه دادي برحمانيت خود رهبري نمودي ايشانرا بقوت خويش بسوي مسکن قدس خود هدايت کردي (خروج: 15: 13)

5- و خداي قادر مطلق ترا برکت دهد... (پيدايش، 28: 3)

مالکيت

خداوند مالک هر آنچيزی است که بهره­ای از وجود دارد؛ چرا که هر آنچه هست، مخلوق اوست و هستی خود را از ذات اقدس اله گرفته است. مالکيّت تام الهی در آياتی چند از قرآن کريم مورد تأکيد قرار گرفته است که برخی از آنها عبارتند از: مالک(دو مورد)[32] ملک(5 مورد)[33] و مليک[34]

در تورات نيز به اين صفت الهی اشاره شده و خداوند مالک آسمانها و زمين معرّفی شده است. برخی از فقرات تورات که حاکی از اين صفت الهی می باشند به اين شرح است:

1-... دست خود را به يهوه، خداي تعالي، مالک آسمانها و زمين برافراشتم (پيدايش، 14: 22)

2-...آيا او پدر و مالک تو نيست او ترا آفريد و استوار نمود (تثنيه، 32: 6)

3- ... تا بداني جهان از آنِ خداوند است (خروج: 9: 29)

 4- اينک فلک و فلک الافلاک از آن يهوه خداي تواست و زمين و هرچه در آن است (تثنيه، 10: 14)

خالقيت

از جمله صفاتی که در قرآن کريم آمده و حاکی از خالقيّت خداوند است می­توان به اين موارد اشاره کرد: خالق و مشتقّاتش(بيش از دوازده مورد)[35]؛ بديع( دو مورد)[36]؛ فاطر(6 مورد)[37] ؛ بارئ( 3 مورد)[38] و منشئ[39].

در تورات نيز به خالقيّت خداوند نسبت به همه اشياء اشاره شده است. برخی از فقرات تورات که حاکی از اين صفت خداوند است به اين شرح می­باشد:

1- ...و خداي آفريننده خود را فراموش کردي (تثنيه، 32: 18)

2- ...تو مهيب هستي در تسبيح خود و صانع عجايب (خروج، 15: 11)

3- در ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد (پيدايش، 1:1)

4- پس خدا حيوانات زمين را به اجناس آنها بساخت... (پيدايش، 1: 25)

صداقت

يکی ديگر از صفات الهی صدق است. خداوند در گفت­ها و وعده­ها و بشارت­های خود خود صادق است و دروغ و کذبی در کلمات و وعده­هايش راه ندارد. در موارد متعدّدی از قرآن کريم خداوند به اين مسئله اشاره کرده و خود را صادق خوانده است که برخی از آنها عبارتند از: اصدق حديثا[40] ؛ أصدق قيلا[41]؛ صادق[42]

صادق بودن خداوند در تورات نيز مورد تأکيد قرار گرفته است. از جمله فقراتی که خداوند با وصف صداقت توصيف شده است، موارد زير می باشد:

1- ... عادل و راست است... (تثنيه، 32: 4)

 2- خدا، انسان نيست که دروغ بگويد و از بنی آدم نيست که باراده خود تغيير بدهد آيا او سخني گفته باشد و نکند يا چيزي فرموده باشد و استوار ننمايد (اعداد، 23: 19)

قرب و معيّت الهی

خداوند در همه زمان ها و مکان ها حاضر است و به بندگان خود نزديکتر از هر چيزی است و در همه حال آنها را همراهی می کند و بر اعمال و رفتار آنها ناظر و شاهد است. اين امری است که در آيات متعدّدی از قرآن مورد تأکيد قرار گرفته است. از جمله صفاتی که به اين ويژگی ذات اقدس اله اشاره دارد، می توان به اين موارد اشاره کرد: قريب( 3 مورد)[43]؛ شهيد( 20 مورد)[44]؛ أقرب (دو مورد)[45] و ما کنا غائبين[46]

در تورات نيز به همه جايی و حضور و قرب الهی اشاره شده است که به برخی از آنها اشاره می کنيم:

1- زيرا کدام قوم بزرگ است که خدا نزديک ايشان باشد چنانکه يهوه خداي ما است در هر وقت که نزد او دعا مي کنيم (تثنيه، 4: 7)

2- و خدا با آن پسر[اسماعيل] مي­بود و او نمو کرده ساکن صحرا شد و در تيراندازي بزرگ گرديد (پيدايش، 21: 20)

3- و واقع شد در آن زمان که ابي ملک و فيکول که سپهسالار او بود ابراهيم را عرض کرده گفتند که خدا در آنچه ميکني با توست (پيدايش، 21: 22)

4- ... در هر جايي که يادگاري براي نام خود سازم نزد تو خواهم آمد و ترا برکت خواهم داد (خروج، 20: 24)

5- من با تو به مصر خواهم آمد و من نيز ترا از آنجا البته باز خواهم آورد و يوسف دست خود را بر چشمان تو خواهد گذاشت (پيدايش، 46: 4)

حيات و جاودانگی

خداوند زنده و حيات او محدود و مقيّد به زمان خاصّی نيست و جاويدان است. در قرآن کريم صفت حیّ به خداوند نسبت داده شده است و حيات او نوعی حيات قايم به ذات يعنی حياتی که بر خود استوار است و وابسته و مشروط به چيز ديگری نيست، معرّفی شده است.[47] برخی از صفاتی که حاکی از اين کمال ذات اقدس اله است، عبارتند از: حي( 5 مورد)[48]؛ باقی[49]؛ اوّل و آخر[50].

در تورات نيز به حيات جاودانه و ناميرايی خداوند اشاره شده است. برخی از فقرات تورات که حاکی از اين صفت خداوند می باشند به اين شرح است:

1- ... و ميگويم که من تا ابد الآباد زنده هستم (تثنيه، 32: 40)

2- ... پس امروز ديديم که خدا با ايشان سخن ميگويد و زنده است (تثنيه، 5: 24)

3- زيرا از تمامي بشر کيست که مثل ما آواز خداي حي را که از ميان آتش سخن گويد بشنود و زنده ماند (تثنيه، 5: 26)

عدالت

خداوند عادل است و هيچگونه ظلمی در فرمانروايی و حکومت وی بر عالم و آدم وجود ندارد. خداوند عالم را بر اساس مبنای عدل آفريد و در نهايت نيز بر اساس موازين عدل و داد در بين مردم قضاوت و دادرسی خواهد نمود. در قرآن کريم آياتی فراوانی وجود دارد که هم بر نظام عدل عالم اشاره دارد و هم به قضاوت و حکمرانی عادلانه خداوند دلالت مي کند. از جمله صفاتی که اين وجه از کمال ذات اقدس اله را نمايان می­سازد موارد زير می­باشد:

قائم به قسط[51] ؛ خير الحاکمين(سه مورد)[52] ؛ واضع موازين قسط[53]؛ جزای به عدل[54]، مولای حق[55]؛ ليس بظلام للعبيد(5 مورد)[56]؛ ما کنا ظالمين[57]

در تورات نيز فقراتی را می­توان يافت که حاکی از عدالت و دادگستری خداوند است. با اين حال دانشمندان يهود در تلمود بر اين مطلب تاکيد کرده اند که رحمت خداوند هميشه بر عدالتش پيشي مي گيرد. به عقيده اين دانشمندان، اگر خداوند بخواهد با عدالت محض رفتار نمايد، جهان از بين مي رود.[58]

 برخی از فقراتی که به عدالت خداوند اشاره دارد به اين قرار است:

 1- ... عادل و راست است... (تثنيه، 32: 4)

2- و بر آن امتي که ايشان بندگان آنها خواهند بود من داوري خواهم کرد... (پيدايش، 15: 14)[59]

3- ... زيرا همه طريقهاي او انصاف است... (تثنيه، 32: 4)

4- زيرا يهوه خداي شما خداي خدايان و رب الارباب و خداي عظيم و جبار و مهيب است که طرفداري ندارد و رشوه نمي گيرد (تثنيه، 10: 17)

5- ... و از ظلم مبرّا... (تثنيه، 32: 4)

منابع تحقيق

افزون بر قرآن کريم و ترجمه هاي فارسي، انگليسي و عربي کتاب مقدس، از منابع ذيل استفاده شده است:

 

اوئن، اچ. پي.، ديدگاه درباره خدا، مترجم حميد بخشنده، انتشارات اشراق، اسفند 1380

بوکاي، موريس، تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه ذبيح الله دبير، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ هفتم 1376

توفيقي، حسين، آشنايي با اديان زنده جهان، مرکز جهاني علوم اسلامي، چاپ هفتم بهار 1384.

سليماني اردستاني، عبدالرحيم، درسنامه اديان ابراهيمي، طه پاييز 1386.

سليماني اردستاني، عبدالرحيم، سيري در اديان زنده جهان، انجمن معارف اسلامي ايران، زمستان 1383.

سليماني اردستاني، عبدالرحيم، يهوديت، انجمن معارف اسلامي ايران، بهار 1382.

شنکايي، مرضيه، بررسي تطبيقي اسماء الهي، سروش 1381.

طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القران الکريم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم 1417ق

ماسون، دنيز، قرآن و کتاب مقدس، مترجم فاطمه سادات تهامي، دفتر پژوهش و نشر سهروردي، چاپ دوم 1386.

معرفت، محمد هادي، نقد شبهات پيرامون قرآن کريم، مترجمان: حسن حکيم باشي، علي اکبر رستمي، ميرزا عليزاده، حسن خرقاني، مؤسسه فرهنگي تمهيد، چاپ دوم 1388.

ميشل، توماس، کلام مسيحي، مترجم حسين توفيقي، مرکز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، 1377.

ناس، جان باير، تاريخ جامع اديان، مترجم علي اصغر حکمت، شرکت انتشارات علمي فرهنگي، چاپ پانزدهم تابستان 1384

هيوم، رابرت الف، اديان زنده جهان، ترجمه عبدالرحيم گواهي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ دهم 1380.



[1] - از جمله فقراتی که جسمانی بودن خداوند را تداعی می کنند، می توان به اين موارد اشاره کرد: و خداوند در روز در ستون ابر ميرفت تا راه را به ايشان دلالت کند و شبانگاه در ستون آتش تا ايشانرا روشنايي بخشد (خروج، 13: 21)؛ و موسي با هارون و ناداب و ابيهو و هفتاد نفر از مشايخ اسرائيل بالا رفت* و خداي اسرائيل را ديدند و زير پاهايش مثل صنعتي از ياقوت کبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا (خروج، 24: 9-10)؛ و خداوند نزول نمود تا شهر و برجي را که بني آدم بنا ميکردند ملاحظه نمايد(پيدايش، 11: 5)؛ اينست پيدايش نوح، نوح مردي عادل بود و در عصر خود کامل و نوح با خدا راه ميرفت (پيدايش، 6: 9)؛ اين در ميان من و بني اسرائيل آيتي ابدي است زيرا که در شش روز خداوند آسمان و زمين را ساخت و در روز هفتمين آرام فرموده استراحت يافت (خروج، 31: 17)؛ و در آن شب از سرزمين مصر عبور خواهم کرد ... (خروج، 12: 12)

-[2]  درسنامه اديان ابراهيمي، ص 65.

-[3]  ديدگاه درباره خدا، ص 43

-[4]  ساير موارد: (تثنيه، 4: 35)، (تثنيه، 5: 7)، (تثنيه، 32: 12)، (تثنيه، 32: 39)

[5] - ساير موارد: (خروج، 20: 23)، (خروج، 23: 13)، (خروج، 23: 24)، (خروج، 23: 32)، (خروج، 34: 14 و 17)، (لاويان، 26: 1)، (تثنيه، 4: 16-19، 23، 25)، (تثيه،5: 8 و 9)، (تثنيه، 6: 14)، (تثيه، 7: 4)، (تثنيه، 7: 16)، (تثنيه، 8: 19)، (تثنيه، 11: 16 و 28)

[6] -قل ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَانَ  أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الحُْسْنىَ‏  وَ لَا تجَْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَ لَا تخَُافِتْ بهَِا وَ ابْتَغِ بَينْ‏َ ذَالِكَ سَبِيلا (اسراء: 110)

[7] - ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بجَِهَالَةٍ ثمُ‏َّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَالِكَ وَ أَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيم (نحل: 119)‏

[8] - وَ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ  إِنَّ رَبىّ‏ِ رَحِيمٌ وَدُود (هود: 90)

[9] - فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كاَنَ غَفَّارًا (نوح: 10)

[10] - يَأَيهَُّا الْانسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيم‏ (انفطار: 6)

[11] - هُوَ الَّذِى يُنزَِّلُ عَلىَ‏ عَبْدِهِ ءَايَاتِ  بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكمُ مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ  وَ إِنَّ اللَّهَ بِكمُ‏ْ لَرَءُوفٌ رَّحِيم‏ (حديد: 9)

[12] - تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَن فِيهِنَّ  وَ إِن مِّن شىَ‏ْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بحَِمْدِهِ وَ لَاكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ  إِنَّهُ كاَنَ حَلِيمًا غَفُورًا (اسراء: 44)

[13] - رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً  إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّاب‏ (آل عمران: 8)

[14] - هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبرُِّ  سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُون‏ (حشر: 23)

[15] - لَهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ  وَ هُوَ الْعَلىِ‏ُّ الْعَظِيم‏ (شوري: 4)

[16] - فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيم‏ (واقعه: 74 و 96)

[17] - ذَالِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلىِ‏ُّ الْكَبِير (حج: 62) و(لقمان: 30)

[18] - قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ  رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ عَلَيْكمُ‏ْ أَهْلَ الْبَيْتِ  إِنَّهُ حَمِيدٌ مجَِّيد (هود: 73)

[19] - وَ تَوَكلَ‏ْ عَلىَ الْعَزِيزِ الرَّحِيم‏ (شعراء: 217)

[20] - عَلِمُ الْغَيْبِ وَ الشهََّادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَال‏  (رعد: 9)

[21] - إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏  (الليل: 20)

[22] - تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِى الجَْلَالِ وَ الْاكْرَام‏  (الرحمن: 78)

[23] - تَبَارَكَ الَّذِى بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِير (ملک: 1)

[24] - وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ  وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لَايُفَرِّطُون‏ (انعام: 61)

[25] - أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللَّهَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْىَ بخَِلْقِهِنَّ بِقَدِرٍ عَلىَ أَن يُحِْىَ الْمَوْتىَ‏  بَلىَ إِنَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِير   (احقاف: 33)

[26] - اللَّهُ لَطِيفُ  بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَ هُوَ الْقَوِىُّ الْعَزِيز  (شوري: 19)

[27] - وَ قَالَ الَّذِى اشْترََئهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِى مَثْوَئهُ عَسىَ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا  وَ كَذَالِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فىِ الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ  وَ اللَّهُ غَالِبٌ عَلىَ أَمْرِهِ وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُون‏   (يوسف: 21)

[28] - يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيرَْ الْأَرْضِ وَ السَّمَاوَاتُ وَ بَرَزُواْ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار  (ابراهيم: 48)

[29] - وَ اضْرِبْ لهَُم مَّثَلَ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ مُّقْتَدِرًا (کهف: 45)

[30] - إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين‏ (ذاريات: 58)

[31] - هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبرُِّ  سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُون‏ (حشر: 23)

[32] - مَالِكِ يَوْمِ الدِّين‏ (فاتحه: 4)

[33] - فَتَعَالىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ  لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيم‏ (مؤمنون: 116)

[34] - فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرِ (القمر: 55)

[35] - ذَالِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  خَالِقُ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ فَاعْبُدُوهُ  وَ هُوَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَكِيل‏ (انعام: 102)

[36] - بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ إِذَا قَضىَ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون‏ (بقره: 117)

[37] - فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  جَعَلَ لَكمُ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَ مِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا  يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ  لَيْسَ كَمِثْلِهِ شىَ‏ْءٌ  وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير (شوري: 11)

[38] - هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ  لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنىَ‏  يُسَبِّحُ لَهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ هُوَ الْعَزِيزُ الحکِيم‏ (حشر: 24)

[39] - ءَ أَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتهََا أَمْ نحَْنُ الْمُنشُِون‏  (واقعه: 72)

[40] - اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلىَ‏ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ  وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا (نساء: 87)

[41] - وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَارُ خَلِدِينَ فِيهَا أَبَدًا  وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا  وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلا (نساء: 122)

[42] - وَ عَلىَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِى ظُفُرٍ  وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ  ذَالِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيهِِمْ  وَ إِنَّا لَصَادِقُون (انعام: 146)

[43] - وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنىّ‏ِ فَإِنىّ‏ِ قَرِيبٌ  أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ  فَلْيَسْتَجِيبُواْ لىِ وَ لْيُؤْمِنُواْ بىِ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون‏ (بقره: 186)

[44] - الَّذِى لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيد (بروج: 9)

[45] - وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ  وَ نحَْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيد (ق: 16)

[46] - فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيهِْم بِعِلْمٍ  وَ مَا كُنَّا غَائبِين‏ (اعراف: 7)

[47] - اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّوم‏ (آل عمران: 2)

 

[48] - هُوَ الْحَىُّ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مخُْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ  الحَْمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين   (غافر: 65)

[49] - إِنَّا ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَ مَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْر وَ اللَّهُ خَيرٌْ وَ أَبْقَى‏ (طه: 73)

[50] - هُوَ الْأَوَّلُ وَ الاَْخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ  وَ هُوَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيم‏ (حديد: 3)

[51] - شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلَئكَةُ وَ أُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائمَا بِالْقِسْطِ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‏ (آل عمران: 18)

[52] - وَ اتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَ اصْبرِْ حَتىَ‏ يحَْكُمَ اللَّهُ  وَ هُوَ خَيرُْ الحَْكِمِين‏ (يونس: 109)

[53] - وَ نَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَمَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيًْا  وَ إِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا  وَ كَفَى‏ بِنَا حَاسِبِين‏ (انبياء 47)

[54] - الْيَوْمَ تجُْزَى‏ كلُ‏ُّ نَفْسِ  بِمَا كَسَبَتْ  لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ  إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِْسَاب‏ (غافر: 17)

[55] - ثُمَّ رُدُّواْ إِلىَ اللَّهِ مَوْلَئهُمُ الْحَقّ‏ِ  أَلَا لَهُ الحُْكْمُ وَ هُوَ أَسرَْعُ الحاسِبِين‏ (انعام: 62)

[56] - ذَالِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيد (انفال: 51)

[57] - ذِكْري وَ ما كُنّا ظالِمين شعراء /209

-[58]  درسنامه اديان ابراهيمي، ص 70.

[59] - زيرا خداوند قوم خود را داوري خواهد نمود... (تثنيه، 32: 36)